|
نويسنده: بارباراريت مترجم: حسين معصومي همداني يادداشت مترجم هنگام نوشتن و ويراستن يك نوشته علمي، و نيز به خصوص هنگام داوري كردن درباره آن، چه نكاتي را بايد در نظر داشت؟ پاسخي كه هر كس به اين سوال مي دهد تا حدودي به تجربه و سابقه كار او بستگي دارد، نويسندگان و ويراستاران و داوران با سابقه معمولاً اشكالاتي را كه در كار خودشان يا همكارانشان هست بهتر مي شناسند و گاه از پيش مي دانند كه نقاط ضعف و قوت يك نوشته را بايد در كجا سراغ كنند. اما همين حسن مي تواند منشاءِ عيبي هم باشد، به اين معني كه توجه به جنبه اي چشم داور را بر جنبه هاي ديگر مي بندد و ارزيابي او را از نوشته يكجانبه و جانبدارانه مي سازد. شايد بهترين راه گريز از اين دام، اين باشد كه شخص داور به جاي اتكا به حافظه و حساسيتهاي حاصل از تجربه شخصي- سياهه اي از نكاتي كه بايد هنگام داوري درباره نوشته اي علمي در نظر گرفت، پيش چشم داشته باشد. البته هر كس مي تواند چنين سياهه اي را شخصاً فراهم كند، اما چه بهتر كه از تجربه ديگران هم در اين كار استفاده كند.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نويسنده: جس بل مترجم: علي محمد حق شناس از من خواسته اند تا (در آداب ويراستار يكدنده) سخن بگويم؛ و دليلش هم به گمانم اين است كه مرا به چشم چنين كسي مي بينند. با اين همه، هر چه فكر كرده ام حتي يك دسته از آثار هم به خاطرم نرسيده است كه درباره آنها بتوانم در مقام يك ويراستار صميمانه بگويم هرگز حاضر به سازش نيستم؛ يا به ويراستاري ديگر توصيه كنم هيچ سازش نپذيرد. پس در قاموس من، ويراستار يكدنده به معناي كسي است كه از آنچه در عرف عام جزء وظايف ويراستاران در قبال قاطبه كتابخوانان، يعني مصرف كنندگان كتاب، به شمار مي آيد، يا از آنچه هر آدم پر و پا قرصي جزء وظايف آنان مي داند، بيش از حدود ده درصد فاصله نگيرد؛ آن هم تنها در ده درصد از موارد و نه بيشتر (استدعا مي كنم توجه داشته باشيد كه آنچه ياد كردم وظيفه ويراستار در قبال كارفرماي او نيست، در قبال نويسنده هم نيست، بلكه در قبال خواننده است و بس).
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نويسنده: لويد باستي ين مترجم: ناصر ايراني
تفهيم و تفاهم نوشتاري كارا فرآيندي است كه در درجه اول خواننده را در نظر مي گيرد ولي بايد دانست كه اين فرآيند از نويسنده آغاز مي شود. نوشتن بازآفريني ذهن است، كاري است بس شخصي، و برخي از نويسندگان به اثر خود چنان مي نگرند كه گويي امتداد جسمي آنان است. چنين حسّ تملكي طبيعي است؛ از ما نويسندگان برنمي آيد كه به اثرمان بي هيچ احساساتي بنگريم. ولي بر ويراستاران فرض است كه بي طرفي پيشه كنند، نفوذ ناپذير باشند، و در ويرايش متني كه در اختيار دارند احساسات به خرج ندهند. وظايفي كه آنان در قبال خوانندگان به عهده دارند وادارشان مي سازد كه تصميماتي سخت و خودسرانه بگيرند. همچون صاحب قدرتي كه دفع شري به گردن او افتاده است. ولي برخورداري از چنين قدرتي ويراستاران را در مظان اين خطر قرار مي دهد كه به چشم نويسندگان خودكامه و متكبر جلوه كنند. واضح است كه ويراستاران مايلند از اين نوع داوريها در امان بمانند. آنان در دژهاي محكم سنگر نگرفته اند و زره نپوشيده اند، لاجرم مي كوشند به جاي تصميم گيريهاي يك جانبه به مصالحه اي كارا دست يابند و نخستين گامي كه در اين جهت بر مي دارند درك خلق و خوي نويسندگان است.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
مركز نشر دانشگاهي در سال 1359 و در پي تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي با نام (كميته ترجمه و تاليف و تصحيح كتابهاي دانشگاهي) تشكيل شد. اين مركز زير نظر شورايي عالي شامل سه تن از اعضاي ستاد انقلاب فرهنگي فعاليتهاي خود را آغاز كرد و در مدت كمي به يك مركز انتشاراتي معتبر و در عين حال علمي، فرهنگي و آموزشي تبديل شد. هر چند وظيفة اصلي مركز نشر دانشگاهي تهيه و توزيع مواد آموزشي براي دانشجويان و استادان تعيين شده بود، ولي با توجه به ديگر وطايف تعيين شده در اساسنامه ديري نپاييد كه مركز نشر كانون تجمع استادان مجرب و دلسوز رشتههاي گوناگون دانشگاههاي سراسر كشور و پژوهشگراني شد كه در حوزه كار خود از برجستگان و سرآمدان به شمار ميآمدند. تاثير حضور نخبگان علمي در مركز نشر دانشگاهي در جنبههاي مختلف فعاليتهاي آن مشهود است. اين برگزيدگان هم اكنون نيز در انتخاب كتابها و مجلات خارجي، گزينش كتابهاي رشتههاي مختلف براي ترجمه، ويرايش علمي و محتوايي كتابها، سرپرستي گروههاي تخصصي و همكاري در مقام معاون و مشاور نقش مهمي دارند. اين نقش و جايگاه در پس مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي گسترش آموزش عالي مبني بر پيوستن مركز به خانوادة بزرگ وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اهميتي مضاعف يافته است. به دنبال اين تغيير، دگرگونيهايي بنيادين در زير ساختهاي مركز و فرايندهاي بيروني و دروني آن رخ داده است، به گونهاي كه مركز نشر دانشگاهي برمبناي وظايف تعريف شده در اساسنامة جديد خود و رسالتي كه برعهده آن گذاشته شده است شتابنده و پويا ميرود تا دركمترين زمان، بيشترين نقش را در تأمين منابع علمي موردنياز پژوهشگران، انديشوران و فرهيختگان دانشگاهي و غيردانشگاهي ايفا كند. حفظ بالاترين استانداردها و تكيه بر مديريت راهبردي و نظام ملي نوآوري هدايتگر مركز در رسالت نوين آن است.
|
|
ادامه مطلب ...
|